مدل یادگیری بلوم چیست؟ کاربرد های مدل یادگیری بلوم

مدل یادگیری بلوم چیست؟ کاربرد های مدل یادگیری بلوم

مدل یادگیری بلوم چیست؟ کاربرد های مدل یادگیری بلوم

آیا تا به حال به عنوان یک مدرس یا برگزار کننده دوره های آموزشی، با این صحنه مواجه شده اید که فراگیران شما تمام مطالب را حفظ کرده اند، بالاترین نمره ها را در آزمون گرفته اند، اما در عمل و در دنیای واقعی نمی توانند از آن دانش استفاده کنند؟ این یکی از بزرگ ترین ناامیدی ها برای هر معلمی است. دلیل این اتفاق چیست؟ دلیل آن گیر کردن در پایین ترین سطح یادگیری است!

برای حل این مشکل بزرگ، سال ها پیش یک چارچوب استاندارد و جهانی طراحی شد که به مدرسان کمک می کند تا آموزش خود را از حفظیات ساده به سمت تفکر انتقادی و خلق ایده های جدید هدایت کنند. در این مقاله قصد داریم به زبانی دوستانه اما کاملا تخصصی، به بررسی یکی از معروف ترین تئوری های آموزشی جهان بپردازیم و ببینیم چگونه می توانیم آن را در کلاس های درس خود پیاده سازی کنیم.

 

طبقه بندی بلوم دقیقا به چه معناست؟ (تعریف ساده و کاربردی)

اگر بخواهیم بدون کلمات پیچیده آکادمیک صحبت کنیم، این مدل در واقع یک “نقشه راه” یا یک “هرم” برای دسته بندی اهداف آموزشی است. این سیستم به ما می گوید که یادگیری انسان یک فرآیند صفر و یکی نیست؛ بلکه لایه ها و سطوح مختلفی دارد.

تصور کنید می خواهید به یک نفر رانندگی یاد بدهید. اینکه او بداند پدال گاز و ترمز کجا هستند (یک سطح از یادگیری)، با اینکه بتواند در ترافیک سنگین یک ماشین را به درستی هدایت کند (سطح بالاتری از یادگیری)، کاملا متفاوت است. این مدل به مدرسان کمک می کند تا بدانند دقیقا می خواهند فراگیرانشان در پایان یک دوره به چه سطحی از تسلط برسند و بر اساس آن، محتوای خود را طراحی کنند.

 

نگاهی به گذشته: این چارچوب آموزشی از کجا آمده است؟

مدل یادگیری بلوم چیست؟ کاربرد های مدل یادگیری بلوم

 

داستان این هرم معروف به سال ۱۹۵۶ میلادی بر می گردد. در آن زمان، یک روانشناس تربیتی به نام بنجامین بلوم (Benjamin Bloom) به همراه تیمی از متخصصان آموزش، متوجه شدند که بیش از نود درصد سوالات امتحانی مدارس، فقط روی حفظ کردن اطلاعات تمرکز دارند. آن ها تصمیم گرفتند چارچوبی بسازند که مهارت های ذهنی را طبقه بندی کند.

این هرم سال ها مورد استفاده قرار گرفت تا اینکه در سال ۲۰۰۱، گروهی از شاگردان خودِ بنجامین بلوم (از جمله اندرسون و کراتول)، این مدل را بازنگری و به روزرسانی کردند. مهم ترین تغییر این بود که آن ها به جای استفاده از اسم ها (مثل دانش، فهم)، از فعل ها (مثل به یاد آوردن، فهمیدن) استفاده کردند تا نشان دهند که یادگیری یک فرآیند فعال و پویا است، نه یک مفهوم ثابت و ساکن.

 

چرا باید از این هرم آموزشی در تدریس خود استفاده کنیم؟ (بررسی مزایا)

شاید با خود بگویید: “من سال هاست که به روش خودم تدریس می کنم، چرا باید خودم را درگیر این تئوری ها کنم؟” استفاده از این سیستم مزایای شگفت انگیزی دارد که کار شما را به عنوان یک مدرس بسیار راحت تر و حرفه ای تر می کند:

  • ۱. هدف گذاری شفاف و دقیق:

    دیگر در طرح درس خود نمی نویسید “دانش آموزان باید این فصل را یاد بگیرند”. بلکه دقیقا مشخص می کنید که “دانش آموزان باید بتوانند مفاهیم این فصل را با هم مقایسه کنند”.

  • ۲. طراحی آزمون های عادلانه تر:

    وقتی بدانید هدف شما رسیدن به چه سطحی بوده است، سوالات امتحانی را دقیقا متناسب با همان سطح طراحی می کنید و از سردرگمی فراگیران جلوگیری می شود.

  • ۳. خروج از یکنواختی:

    با استفاده از سطوح بالاتر این هرم، کلاس شما از یک سخنرانی خسته کننده به یک محیط پویا برای بحث، تحلیل و تولید ایده تبدیل می شود.

 

سه قلمرو اصلی در مدل بنجامین بلوم کدامند؟

بسیاری از افراد فکر می کنند این مدل فقط مربوط به حفظ کردن و ذهن است. اما بنجامین بلوم معتقد بود که انسان در سه بعد کاملا متفاوت آموزش می بیند:

  • قلمرو شناختی (Cognitive Domain):

    این همان بخش معروف هرم است که به دانش، تفکر و پردازش اطلاعات در مغز مربوط می شود. (تمرکز اصلی این مقاله روی همین بخش است).

  • قلمرو عاطفی (Affective Domain):

    این بخش به احساسات، نگرش ها، ارزش ها و انگیزه های فراگیر می پردازد. اینکه چگونه یک دانش آموز یاد می گیرد به نظرات دیگران احترام بگذارد، در این حوزه قرار می گیرد.

  • قلمرو روانی حرکتی (Psychomotor Domain):

    این قلمرو مربوط به مهارت های فیزیکی و عملی است. تایپ کردن سریع، نواختن یک ساز یا انجام یک عمل جراحی، در این دسته قرار می گیرند.

 

شش پله طلایی در هرم شناختی بلوم (از پایه تا اوج)

حالا به سراغ مهم ترین بخش ماجرا می رویم. قلمرو شناختی (مربوط به ذهن) از شش سطح تشکیل شده است. شما نمی توانید بدون طی کردن پله های پایین، به پله های بالا برسید. بیایید این شش سطح را با مثال یادگیری “قواعد نگارش و سئو” بررسی کنیم:

  1. ۱. سطح اول: به یاد آوردن (Remembering)

    این پایین ترین سطح است. فراگیر فقط باید اطلاعات را از حفظ کند و به یاد بیاورد.

    مثال: فراگیر می تواند تعریف سئو را حفظ کند و بگوید مخفف چه کلماتی است.

    فعل های پرکاربرد: لیست کردن، نام بردن، تعریف کردن.

  2. ۲. سطح دوم: فهمیدن (Understanding)

    در این مرحله، فراگیر معنی چیزی را که حفظ کرده است درک می کند و می تواند آن را به زبان خودش توضیح دهد.

    مثال: فراگیر می تواند با کلمات خودش توضیح دهد که چرا سئو برای یک سایت مهم است.

    فعل های پرکاربرد: توضیح دادن، خلاصه کردن، ترجمه کردن.

  3. ۳. سطح سوم: به کار بستن (Applying)

    اینجا جایی است که اطلاعات تئوری به عمل تبدیل می شوند. فراگیر باید از دانشی که یاد گرفته در یک موقعیت جدید استفاده کند.

    مثال: فراگیر می تواند قواعد سئو را روی یک متن ساده که به او داده شده است، پیاده سازی کند.

    فعل های پرکاربرد: اجرا کردن، محاسبه کردن، حل کردن.

  4. ۴. سطح چهارم: تحلیل کردن (Analyzing)

    در این سطح، ذهن باید بتواند یک موضوع پیچیده را به اجزای کوچکتر خرد کند و رابطه بین آن ها را بفهمد.

    مثال: فراگیر یک مقاله که قبلا نوشته شده را می خواند و ساختار تیترها، کلمات کلیدی و نقاط ضعف و قوت آن را استخراج می کند.

    فعل های پرکاربرد: مقایسه کردن، نقد کردن، دسته بندی کردن.

  5. ۵. سطح پنجم: ارزیابی کردن (Evaluating)

    در این مرحله، فرد به قدری مسلط شده است که می تواند بر اساس معیارها، قضاوت کند و تصمیم بگیرد.

    مثال: فراگیر دو مقاله مختلف را می خواند، آن ها را با هم مقایسه می کند و با دلیل منطقی می گوید کدام یک برای رتبه گرفتن در گوگل شانس بیشتری دارد.

    فعل های پرکاربرد: داوری کردن، دفاع کردن، ارزش گذاری کردن.

  6. ۶. سطح ششم: خلق کردن (Creating)

    این بالاترین قله یادگیری است. فراگیر تمام اطلاعات قبلی را ترکیب می کند تا یک چیز کاملا جدید بسازد که قبلا وجود نداشته است.

    مثال: فراگیر یک استراتژی محتوایی کاملا جدید و خلاقانه برای یک سایت فروشگاهی طراحی می کند و خودش یک مقاله سئو شده و بی نقص برای آن می نویسد.

    فعل های پرکاربرد: طراحی کردن، ابداع کردن، ساختن.

 

چگونه این مدل را در کلاس های سنتی و مجازی پیاده سازی کنیم؟

مدل یادگیری بلوم چیست؟ کاربرد های مدل یادگیری بلوم

 

اجرای این مدل در کلاس های حضوری با انجام کار گروهی و بحث های کلاسی به راحتی امکان پذیر است. اما چالشی که بسیاری از مدرسان دارند این است که چگونه این شش سطح را در آموزش از راه دور اجرا کنند؟

خبر خوب این است که اگر از ابزارهای قدرتمند استفاده کنید، آموزش مجازی حتی می تواند دست شما را بازتر بگذارد. بیایید ببینیم پلتفرم های پیشرفته ای مانند کلاسینار چگونه در این مسیر به شما کمک می کنند:

برای سطوح پایین (مثل به یاد آوردن و فهمیدن)، شما می توانید از امکان اشتراک گذاری فایل و پاورپوینت در یک کلاس آنلاین استفاده کنید. اما زمانی که می خواهید به سطح “تحلیل کردن” برسید، نیاز به تعامل دارید. در اینجا، ابزاری مانند تخته وایت برد مجازی کلاسینار به مدرس و فراگیران اجازه می دهد تا همزمان روی یک موضوع کار کنند، نمودار بکشند و ساختارها را تحلیل کنند.

برای رسیدن به بالاترین سطح یعنی “خلق کردن و ارزیابی”، می توانید از فراگیران بخواهید پروژه های خود را در قالب یک وبینار آنلاین برای سایر اعضای کلاس ارائه دهند و از کار خود دفاع کنند. یکی از بزرگ ترین مزیت های کلاسینار، قابلیت ضبط کلاس است. این ویژگی به فراگیران اجازه می دهد تا برای رسیدن به سطح “فهم عمیق”، بارها و بارها مباحث پیچیده را بازبینی کنند؛ امکانی که در کلاس های حضوری هرگز وجود ندارد!

 

تله های آموزشی: اشتباهات رایج مدرسان در استفاده از این سیستم

حتی حرفه ای ترین اساتید هم ممکن است در استفاده از این هرم دچار اشتباه شوند. در اینجا به چند مورد از رایج ترین خطاها اشاره می کنیم تا شما در این تله ها نیفتید:

  • توقف در سطوح پایین:

    بسیاری از مدرسان وقت کم می آورند و کل ترم را فقط در سطح یک و دو (حفظ کردن و فهمیدن) می گذرانند و هرگز به دانش آموزان اجازه تحلیل و خلق کردن نمی دهند.

  • استفاده از افعال اشتباه در آزمون ها:

    مدرس در طول ترم فقط مفاهیم را آموزش داده است، اما در برگه امتحان می نویسد “تحلیل کنید” یا “طراحی کنید”. این بی عدالتی محض است! ارزیابی باید دقیقا هم سطح با نوع آموزش باشد.

  • نگاه خشک و خطی:

    برخی فکر می کنند حتما باید ماه اول فقط حفظ کنند، ماه دوم فقط بفهمند و الی آخر. در حالی که مغز انسان پویاست و گاهی اوقات برای فهمیدن یک موضوع، دانش آموز ابتدا باید دست به کار شود و یک کار عملی انجام دهد تا در حین انجام آن، مفهوم تئوری را به یاد بیاورد.

 

فراتر از نمره و امتحان: پرورش دانش آموزانی برای دنیای واقعی

در نهایت، چرا ما به عنوان مدرس باید این همه زحمت به خود بدهیم و طرح درس های پیچیده بنویسیم؟ پاسخ در رسالت واقعی آموزش نهفته است. دنیای امروز نیازی به انسان هایی ندارد که مانند یک هارد دیسک، فقط اطلاعات را در خود ذخیره کرده باشند (چون موتورهای جستجو و هوش مصنوعی این کار را هزاران بار بهتر انجام می دهند).

جامعه امروز به افرادی نیاز دارد که در بالاترین سطوح هرم بلوم قرار داشته باشند؛ یعنی کسانی که بتوانند اطلاعات خام را تحلیل کنند، راه حل های قدیمی را ارزیابی و نقد کنند و در نهایت، محصولات، خدمات و ایده های جدیدی را “خلق” کنند.

استفاده از مدل بنجامین بلوم، چه در یک مدرسه فیزیکی و چه در پلتفرم های آنلاینی مثل کلاسینار، به ما یادآوری می کند که هدف نهایی آموزش، گرفتن نمره بیست در یک امتحان تستی نیست، بلکه آماده کردن ذهن برای حل مشکلات واقعی در دنیای واقعی است. پس از همین امروز، نگاهی به محتوای آموزشی خود بیندازید و از خود بپرسید: “من فراگیرانم را در کدام پله از این هرم متوقف کرده ام؟”

تجربه کلاس آنلاین با کلاسینار

استفاده از پلتفرم‌ هایی مثل کلاسینار کمک می‌ کند تا کلاس آنلاین یا وبینار آنلاین با امکاناتی مثل وایت‌ برد، ضبط جلسات و مدیریت مشارکت دانش‌ آموزان، به تجربه‌ ای جذاب و اثر بخش تبدیل شود.

پلن های کلاس آنلاین